ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

233

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

براى آنها سقفى در رديف سقف مسجد الحرام قرار داد و بر آن مناره و سايبانى ساخت . اين توسعه سه سال طول كشيد كه اندازهء اين توسعه به طول شصت و چهار ذراع از شمال به جنوب و عرض آن از نيمهء ديوار شرقى تا وسط ديوار غربى هفتاد ذراع به ذرع آهنى بود . البته اسحاق خزاعى سال پايان اين ساختمان را ذكر نكرده است ، ليكن احتمال مىرود در سال 284 ه . بوده است ؛ زيرا بنا به گفتهء او در سال 281 ه . نامه‌اى دربارهء اين توسعه به المعتضد عباسى نوشته شده است . ابو الحسن خزاعى مىگويد : هنگامى كه قاضى محمد بن موسى امير مكه بود ، دربهايى كه در ديوار مسجد بزرگ قرار داشت را تغيير داده و سپس آنها را به وسيلهء ستونهاى استوانه‌اى سنگى كه در انتهاى هر يك از ستونها و ابتداى نيم‌طاق‌ها قسمتى چوبى از ساج ساخته شده و نيم‌طاق‌هايى از آجر و گچ سفيد بر آن بنا كرده و آن را به مسجد بزرگ متصل نمود . اين اتصال از اتصال گذشته بهتر بود چنان كه نمازگزاران و اشخاصى كه در دار الندوه بودند ، روبروى كعبه قرار گرفته و آن را مىديدند . اين كار در سال 306 هجرى صورت گرفت . دار الندوه پيش از اين همواره منزلگاه خلفا و امراى حج‌گزار در صدر اسلام بوده است ، ليكن در نيمه‌هاى قرن سوم به علت عدم رسيدگى به آن ، ساختمانش دچار فرسودگى شد تا آنجا كه برخى قسمت‌هاى آن منهدم گرديد و به تدريج به زباله‌دانى تبديل گرديد و سرانجام در توسعهء اخير ضميمهء مسجد الحرام شد . توسعهء ديگرى كه در سمت غربى مسجد صورت گرفت ، معروف به توسعهء باب ابراهيم بود كه بنا به گفتهء فاسى ، اين توسعه در دوران جعفر المقتدر باللّه عباسى صورت پذيرفت . نامبرده دستور داد اين محل را به مسجد ضميمه كردند كه هم‌اكنون نيز به همان حالت باقى است . اين توسعه موجب گشايشى براى مردم شد و در آن نماز مىگزاردند . اين توسعه در سال 376 هجرى صورت گرفت . سقاخانه‌اى كه در اين توسعه قرار دارد از كارهايى است كه به وسيلهء ناصر حسن بن ناصر محمد بن قلاوون در تاريخ 759 هجرى يا 760 هجرى صورت گرفته است . طول توسعهء ياد شده ، پنجاه و شش ذراع و سه چهارم ذراع و عرض آن پنجاه و دو ذراع و ربع بود . در سال 641 هجرى على ابن عمر امير يمن ساختمانى در داخل باب السلام بنا نمود و در آن كتاب‌هاى زيادى را بر مسجد الحرام